تو را با غیر خود می بینم صدایم در
نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
نشستم باده خوردم خون گریستم کنجی
افتادم
تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید
عاطفه
[ دوشنبه 03 تیر 1392
] [ 10:58 ] [ عاطفه ][ ارسال نظر(0) ]
تنهای تنها
|
تو را با غیر خود می بینم صدایم در
نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
افتادم
تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید
عاطفه
[ دوشنبه 03 تیر 1392 ] [ 10:58 ] [ عاطفه ][ ارسال نظر(0) ] |
|
|
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ] |